تا حالا به واکنش ها و هیجانات خودتون تو موقعیت های مختلف توجه کردید؟ واکنش هاتون درونیه یا همیشه بروز پیدا می کنه؟ رفتار های شما از منطق یا احساس سرچشمه می گیره؟ اینکه هیجانات شما رو غالبأ چه چیزهایی تشکیل می ده؟ و اینکه چه قدر نشون دادن هیجانات لازمه؟ در این مطلب سعی کردیم شما رو به جواب این پرسش ها برسونیم.

هیجان چیست؟

هیجان احساسات درونی ما رو در بر می گیره که به صورت کاملا طبیعی و فطری درون تمام ما انسان ها وجود داره و منجر به واکنش های رفتاری و ظاهری مربوط به اون هیجان یا احساس میشه، که افراد به میزان درونگرایی یا برونگرایی، از خودشون بروز می دن.

برونگرایی و درونگرایی چه فرقی دارند؟

دسته برونگراها که واکنش های هیجانی رو میشه در مواقع زیادی به صورت واضحی در رفتارشون مشاهده کرد .

برخی از درونگراها هستند که در ظاهر شاید کاملا بدون هیجان دیده بشن اما درونشون سرشار از احساسه ولی در رفتارشون واکنش کاملا مشهودی از این هیجان ها رو نمی بینیم. و برخی دیگه از درونگراها که هر دلیلی نمی تونه هیجان اون ها رو به دنبال داشته باشه بنابراین رفتارهای هیجانی کمی هم از خودشون نشون می دن.

برونگرایی یا درونگرایی؟ کدوم بهتره؟

جوابی که میشه به این سوال داد اینه که پاسخ قطعی نداره!

درونگرایی و برونگرایی از تفاوت های فردی بین انسان هاست و نکته ای که درباره تفاوت های فردی وجود داره اینه که باید بهشون احترام گذاشت. هرگز نمیشه کسی رو به خاطر تفاوت های فردی سرزنش کرد! چون هر کدوم از این ویژگی ها با خودشون قابلیت ها ، توانایی ها و استعداد های متفاوتی رو به دنبال دارند و در جامعه انسانی به تمام این استعدادها نیازه پس نباید با به چالش کشیدن های نادرست و قضاوت های شخصی از تفاوت های فردی مثل برونگرایی و درونگرایی باعث سرکوب استعداد های اساسی افراد بشیم. با اینکه ممکنه هر فردی برای روابط خودش یکی از این دسته ها رو ترجیح بده.

انواع هیجانات

هیجانات ما می تونن با خودشون احساسات خوب و لذت بخش به همراه داشته باشند یا احساسات بد و نامطلوب رو درون ما به وجود بیارن.پس بنابر احساسات درونی ما دو دسته هیجانات مثبت و هیجانات منفی داریم.

هیجانات مثبت مثل

شادی، دوست داشتن و عشق، ذوق و خوشحالی، شگفت زدگی و…

و هیجانات منفی مثل

خشم، عصبانیت، اندوه و ناراحتی، ترس و وحشت، تنفر، اضطراب و…

اما یک نکته بسیار مهم…

اینکه هیجانات منفی برای ما ناراحت کننده هستند به معنی بد یا نادرست بودن اونها نیست! اینکه چون احساس ناخوشایندی و به همراه دارن دلیل کافی نیست تا باعث سرزنش خودمون یا بقیه بشه که چرا این هیجان رو داریم؟!

همون طور که در تعریف هیجان گفتیم داشتن تمام این احساسات کاملا طبیعی و فطریه. کسی نمی تونه ادعا کنه من هیجانات منفی رو هرگز تجربه نکردم! وجود این احساسات برای زندگی و بقای ما کاملا ضروریه. چیزی که باید در مورد هیجانات بهش دقت کنیم داشتن یا نداشتن هیجان نیست بلکه کنترل صحیح هیجان درست یا غلط بودن رو مشخص می کنه.

کنترل هیجان

کنترل کردن هیجان، یعنی اینکه اجازه ظهور و بروز رفتار مربوط به هیجان به دست خود فرد باشه.

کنترل صحیح نیازمند شناخت فرد از خودش و احساساتیه که داره.یعنی به خودشناسی برسه. حالا چجوری؟

  • یعنی فرد اولا بر اساس واکنش هایی که داشته مشخص کنه کدوم یکی از این هیجانات درونش بیشتر وجود داره و البته بروز پیدا می کنه؟
  • دوم بدونه بروز هر کدوم از هیجان هاش به چه شکله؟ این نوع رفتار صحیح یا غلطه؟ و در صورت اشتباه بودن به دنبال راه حل های کنترل اون هیجان و تمرین و اجرا باشه.
  • سوم اینکه موقعیت هایی که باعث به وجود اومدن این هیجانات رو میشه به خوبی شناسایی کنه و از قبل آمادگی رویارویی با موقعیت و درون خودش به خود بیاره.
  • همچنین همه ما باید بدونیم در هر لحظه دارای چه احساس و هیجانی هستیم؟ یعنی یک توجه دائمی! که باعث کنترل بهتر و قوی ترمون بشه تا واکنش های رفتاری و هیجانی مناسب تری رو از خودمون نشون بدیم.

کنترل هیجان فقط مربوط به هیجانات منفی میشه؟

نه! با اینکه هیجانات مثبت ما احساس خوشایندی برامون دارند، اما باید توجه داشته باشیم به چه میزان و در چه موقعیتی داریم از خودمون رفتارهای هیجانی بروز می دیم.

کنترل هیجان وقتی کامل و صحیحه که درباره تمام رفتارهای ما باشه.

برای مثال؛

نشون دادن خوشحالی با وجود حس خوبی که داره اما باید توجه داشته باشیم این میزان خوشحالی و هیجان برای این مورد لازم و ضروریه؟ گاهی هیجان زدگی بیش از اندازه ما می تونه باعث آزار افراد دیگه باشه. برعکس این مورد رو هم باید توجه داشت و رعایت کرد، اینکه ما بیش از حد در نشون دادن احساساتمون سفت و سخت باشیم هم آسیب هایی رو چه برای خودمون چه برای اطرافیان داره. مثل اینکه کسی احساس عشق و دوست داشتن رو به فرزندش نشون نده! باعث آسیب دیدن هر دو طرف و البته ارتباطشونه. اما اگه همین احساس دوست داشتن مانع از تربیت صحیح باشه باز آسیب خودش رو داره.

در آخر…

با توجه به اهمیت کنترل هیجان و اثری که روی ما ، اطرافیان، روابط و اتفاقات زندگی مون و حتی کسب موفقیت و تنظیم شخصیت ما داره، باید خیلی به خودشناسی خودمون در رابطه با هیجانات و احساساتی که داریم توجه کنیم و بدونیم بروز هر هیجان به چه میزانی مناسب چه موقعیتیه تا عملکرد صحیح تری داشته باشیم و نتایج بهتری رو هم در زندگی کسب کنیم.